Print Friendly

استاد علي مرتضايي (علیپور دریکوند) متخلص به راهي خرم آبادي متولد ۱۳۳۳ خرم آباد لرستان است. وي شاعري ست چيره دست و از چهره هاي نام آشنا در حوزه شعر و ادبيات فارسي و لري اين ديار نيز به شمار مي آيد. به طوري که از محضر استاداني چون مهرداد اوستا نیز سال ها کسب فيض کرده است. علاوه بر اين موارد، راهي خرم آبادي را بايد از صاحب نظران شعر و ادب لرستان به حساب آورد، چه اينکه چند دوره مسوول انجمن شعر و ادب لرستان بوده که اين دوره ها از بهترين دوران شکوفايي و پويايي شعر و ادب لرستان به شمار مي روند و چند دوره نيز عضو شوراي شعر و موسيقي صدا و سيماي مرکز لرستان بوده است. آنچه که در پي مي آيد گفت وگويي ست متفاوت که در حوزه شعر و موسيقي لرستان با او صورت گرفته است. استاد مرتضايي ابتدا مي گويد: شعر و شاعري قريحه اي خدادادي ست که در وجود همه ايرانيان نهفته است، البته با شدت و ضعف، که براي شکوفايي آن بايد با فنون شعر آشنا شد و بدون توجه به تشويق هاي بي جا و تکذيب هاي مايوس کننده، با مطالعه سروده هاي قديم و نو، فارغ از تعصب يک بعدي در عرصه نو و کهن، به کسب علم و روشنايي ذهن پرداخت.
سوال) شعر و شاعری شما در حوزه لرستان برهمه مبرهن است. بفرمائید چگونه می توان به این هنر دست یافت؟
جواب) شعر و شاعری قریحه ای خدادادی ست که در وجود همه ایرانیان نهفته است. البته باشدت و ضعف که برای شکوفایی آن باید با فنون شعر آشنا شد و بدون توجه به تشویق های بی جا و تکذیب های مایوس کننده، با مطالعه سروده های قدیم و نو، فارغ از تعصب یک بعدی درعرصه نو و کهن به کسب علم و روشنایی ذهن پرداخت.
سوال) صاحب نظران این خطه هرکدام تعریف و تعبیری را در خصوص زبان لری عنوان می دارند تعریف شما چه می تواند باشد؟ آیا این زبان گویش است یا لهجه و درکجای حوزه زبان شناسی قرار گرفته است؟
جواب) نخست باید تعریفی از زبان، لهجه و گویش داشته باشیم و بعد ببینیم لری درکدام قالب و چارچوب (زبان، لهجه یا گویش)قرار می گیرد. در خصوص زبان که فراوان گفته شده و نیازی به تکرار و زیاده گوئی نیست تنها تا جائی که به بحث ما مربوط بشود وارد حوزه زبان می شویم. می دانیم که زبان رسمی کشورعزیز ما فارسی است که نه تنها درایران بلکه در افغانستان، تاجیکستان و… با این زبان شیرین تکلم می کنند، شعر می گویند، کتاب می نویسند و … این زبان، دارای رسم الخطی با تنوع کم نظیر در نوشتن است به طوری که استادان فن، بخصوص درکشور ما، زیبا نویسی را در خطوطی همچون (نستعلیق، شکسته نستعلیق، ثلث، نسخ و …) نزدیک به حد کمال رسانده اند و این زبان یکی از زبان های شناخته شده، رسمی و مستقل بین المللی ست که اگر چه با گذشت زمان دچار تغییراتی شده، ولی بخوبی توانسته است نام و جایگاه خود را در جهان حفظ نماید. تحولات این زبان در مناطق مختلف متفاوت بوده، لذا از تنوع لهجه ای و یا گویشی بسیاری برخوردار است. لری با توجه به اینکه از نظر استقلال زبانی و رسم الخط دارای حوزه جداگانه ای نیست بلکه زیر مجموعه ای از زبان فارسی ست، به آن زبان نمی توان گفت. پس یا بایست گویش باشد یا لهجه.
گویش و لهجه
همان طوری که مستحضر هستید، تعریفی که امروزه بعضی از مدرسین و صاحب نظران از گویش و لهجه ارائه می دهند این است که تهرانی، اصفهانی، شیرازی و… را گویش می نامند و تکلم محله های مختلف این شهرها یا روستاهای آنها را لهجه ی این گویش ها بیان می کنند که به نظر حقیر این تعریفی قانع کننده از گویش و لهجه نیست زیرا تمیز دادن بین این دو با دشواری مواجه است و به جهت این تعاریف نارسا همیشه این بحث ها هست که یکی می گوید مثلاً لری زبان است، دیگری می گوید گویش است و سومی می گوید لهجه است و جالب است که هرکدام هم حرف خودشان را قبول دارند ولی بدور از استدلال منطقی.
خوب پس تعریف این دو چیست و فرق شان درکجاست؟
لهجه از شکستگی حرف و کلمه در یک زبان بوجود می آید بطوری که از زبان جدا نشده و فاصله چندانی با آن ایجاد نکند ولی گویش فاصله بیشتری با یک زبان دارد و می توان گفت گویش یک نیم زبان است و از آمیخته شدن دو یا چند زبان بوجود آمده است. به طور مثال اگرکردی امروز را زبان فرض کنیم. لکی که زبان بخشی از مردم لرستان،کرمانشاه، ایلام و … است را می توانیم گویش بنامیم زیرا آ میخته ای از زبان کردی و لری که زیر مجموعه زبان فارسی است می باشد. البته این را مثالی برای تعریف گویش آوردیم اگرچه صاحب نظرانی هنوز کردی را لهجه ای از زبان فارسی می دانند. ولی به نظر این حقیر امروز دیگر با توجه به فاصله آن با زبان فارسی و رسم الخط آن می توان آن را زبان نامید. حال با توجه به تعریف ارائه شده، لری درحوزه گویش نیز قرار نمی گیرد.
پس می ماند لهجه که جهت اثبات آن، به بررسی بیشتری نیازاست تا معلوم شود که تنها تفاوت آن با زبان شیرین فارسی در شکستن حروف و کلمات این زبان است. یعنی از چارچوب تعریفی که از لهجه ارائه شد تجاوز ننماید.
در این خصوص مثال هایی را برای بیشتر روشن شدن ارائه می دهیم.
مثلاً در فارسی می گوییم (رفتم) و در لری می گوییم ( رتم ) (خوردم = حردم )، گفتم= گتم، خودم = خوم و … پس می بینید که همان زبان فارسی است با شکستگی ها و تغییراتی که با اصل زبان فاصله ای ندارد. البته به دلایلی نیز لری در بعضی جاها قوی تر از زبان فارسی امروز است زیرا لرستان به جهت کوهستانی بودن در طول تاریخ از دسترس مهاجمین در امان مانده و از این رو کمتر دچار تغییرات گردیده است. بخصوص در منطقه( بالاگریوه) در جنوب لرستان که از نظر اصالت نژادی، آداب و رسوم و زبان یکی از بکرترین مناطق ایران است.
اما در خصوص ادعاي غني تر بودن لهجه لري، مثلاً وقتی شما می گویید شیر، باید توضیح دهید که منظورتان کدام شیر است، شیر درنده یا شیر خوراکی یا شیر آب. ولی در لری می گوییم شیر یعنی شیر خوراکی و شِِـیر یعنی شیر درنده که در تلفظ این شِیــرکاملاً مشخص است و چون اولین شیرآب را از روی کله شیر ساخته اند شیر آب را نیز شِِــِیر می گوییم که تفاوت این دو در تلفظ مشخص است. یا سیر و سِیــِر یعنی سیرخوراکی و سیرشدن و یا تلفظ» ل» مثلاً در سلام و سلّه یا گل و کلّه با هم متفاوت است که در سلام و گل (ل) لام فارسی است ولی در سلّه و کلّه برای تلفظ لام، بغل سمت راست زبان با تماس با قسمت سمت راست سق بالای دندان ها تلفظ محکمی از لام بوجود می آورد. یا (ر) در سر و سِِِِرّ(راز) يا سور(قرمز) وسورّ (ليز) کاملآً متفاوت است كه(ر) در سر و سور به معني قرمز= با»ر» معمولی ولی در سِر ّو سورّ تخیلی محکم تلفظ می شود وكاملاً گوياي منظور است. و یا (ن) و (گ) درکلماتی چون جنگ، تفنگ، رنگ، سنگ در لهجه بالاگریوه ای، البته بیشتر در لهجه دریکوندها با هم ادغام شده و تلفظی را بوجود می آورد که در فارسی امروز وجود ندارد. یعنی اگر برای تلفظ (ن) نوک زبان با سق تماس می گیرد، برای ادا این تلفظ، تمام قسمت وسط زبان عقب تر از محل ادا (ن) با سق تماس گرفته و تلفظ (ن) و(گ) ادغام شده را به وجود می آورد. چنین تلفظی در زبان روسی و ژاپنی و… هست. مثلاً در روسی وقتی می گویند: نیت (نه) و یا نیفت(نفت) تلفظ(ن) دقیقاً تلفظی ست که دریکوند ها از ادغام (ن) و(گ) دارند. این ها دلایلی برکهن بودن این لهجه از زبان شیرین فارسی است و الا چه ارتباطی بین لرستان و روسیه و ژاپن یا فرانسه و… بوده است. تحقیق بیشتر در این خصوص را به پژوهشگران، جوانان و مشتاقان آشنائي با این فرهنگ کهن وا می گذاریم.
سوال) بفرمائید که مجموعه اشعار شما در چه قالب های ادبی نگاشته شده اند و چه پیامی را به مخاطب می رساند و آیا در اشعار خود تحت تاثیر و بهره گیری از شاعر خاصی هستید؟
جواب) اگر چه به رباعی و غزل علاقه بیشتری دارم ولی از دیگر قالب ها نیز غافل نبوده ام. پیام هم که در شعر نمود پیدا می کند و مخاطب آن را تشخیص می دهد و اگر شعر حقیر نیز پیامی دارد یا ندارد تشخیص آن با دیگران است و به قول معروف مشک آن است که ببوید نه آنکه عطار بگوید. من به همه شعرای خوب کشورمان، به حافظ، مولانا، نظامی، جامی، سعدي، فردوسي و… ارادت دارم شاید شدت ارادتم به حافظ پررنگ تر باشد اما تحت تاثیر مطلق شاعر خاصی نبوده و نیستم.
۵سوال) یک سبک خوب برای شاعر از چه پشتوانه هایی بایستی بهره جوید؟
جواب) هر سبکی را که با طبع او همخوانی بیشتری داشته باشد و راحت تر بتواند در آن حرف دل خود را بیان کند و احساس راحتی در آن داشته باشد، شاعر نباید سعی کند با زور زدن، خود را وارد جرگه ای کند که نتواند به راحتی از آن بیرون بیاید، اگر شما بخواهید از درختی میوه بچینید یکسری را راحت می چینید و یکسری را هم ممکن است قد خود را بکشید، دست خود را دراز کنید، روی پنجه پا بلند شوید تا مقداری از آن ها را بچینید که ممکن است به زحمتش هم نیرزد. شعر هم اینچنین است شعر جوششی و شعرکوششی. جوششی یعنی شعری که به قول شعرا می آید یا الهام می شود وکوششی آن ست که شاعر فکر می کند و سعی درساختن آن دارد و می خواهد آن را با زور زدن به ذهن خود تحمیل کند که غالباً هم این چنین شعرهائی شعر نمی شوند.
سوال) جناب آقای مرتضائی با این که سروده های لری و فارسی شما زبانزد خاص و عام است ولی کم گویی شما در شعر لری و عدم چاپ اشعار فارسی شما به چشم می خورد. در این زمینه توضیحاتی را بفرمائید.
جواب) انتقاد شما و بسیاری از دوستان در این خصوص وارد است. البته من معتقد به زیاده گویی نیستم. زیرا بر این باورم که یک شعر اعم از رباعی، دو بیتی، غزل، مثنوی و… که ارزش خواندن داشته باشد بهتراز صد دفترست که قابل خواندن نباشند و حقیر اگر شعر بیاید آن را مي گويم و می نویسم و اگر نیاید خیلی دنبال آن نمی گردم. اما در خصوص چاپ و نشر شعرهايم،گاهی به شعر خوبی برخورد کرده ام که هرچه جلو دست داشته پاره کرده و دور ریخته ام و با توجه به اینکه درکشور ما شعرکم نداریم، احساس نکرده ام كه چاپ شعر من آن قدر مفید واقع شود. اگرچه دوستان غالباً این گفته را به حساب شكسته نفسي و يا توجیه تنبلی حقیر می دانند که دومي مزید برعلت است.
سوال) میرنوروز و باباطاهر از شعرای نامی در لرستان به شمار می آیند و البته اشعار فراوانی به زبان لکی، خرم آبادی و بالاگریوه ای نیز سروده شده است. اما به نظر می آید که معیار زبان و ادبیات لرستان مهجور مانده است. نظرشما چیست؟
جواب) ما تا قبل از انقلاب در مرکز لرستان (خرم آباد) حتی روزنامه هم نداشتیم که این خود مشکلی بود. دوم اینکه لهجه لری یکی از لهجه های سخت زبان فارسی است که از نظر رسم الخط کم دارد. یعنی بعضی از حروف در لری قابل نوشتن نیستند و سوم اینکه ما کمتر از هر قومی در این کشور اهل تبلیغ هستیم. به نظر شما این ها برای مهجور ماندن ادبیات ما کافی نیست؟ چهارم و پنجم را هم ادامه ندهیم
گفتگو از: عابدین پاپیعلی مرتضایی علیپور دریکوند

اشتراک این خبر در :