Print Friendly

گفتارما:

حمزه رامینپیرو تصمیم گیری هیات تحریریه نشریه وزین و دوست داشتنی«گفتار» قرار بر این شد که یک آسیب شناسی جامع و کامل توسط نویسندگان محترم در خصوص قوم بزرگ لُر صورت بگیرد. نگارنده هم ضمن استقبال از موضوع پیشنهاد شده تلاش دارد تا به قدر وسع و توان خود در این زمینه مطالبی را یادآوری کند. از دیدگاه نگارنده در دنیای امروز واژه لُر بیش و پیش از هر صفت و عبارت دیگری با واژه «گسست» همنشین و همراه شده است؛ گسست از هویت خود، گسست از گذشته، گسست از حال، گسست از آینده، گسست بین شاخه های مختلف قوم لر، گسست این مردم از جریان سیال زندگی در عصر انفجار اطلاعات و گسست های بی شمار دیگری که می توان سطرها و ساعت ها در مورد شان نوشت بدون آن که به پایان برسند… امروزه یکی از وحشتناک ترین گسست هایی که در میان لُرها پدید آمده گسست از «هویت لری» است؛ هویتی
که از هزاره های پیشین و توسط اجداد تاریخ ساز ما سنگ بنای آن گذاشته

شده و اینک به دست ما رسیده، مایی که نگهبان خوبی برای این هویت نیستیم و نه تنها قادر به اعتلای آن نبودیم بلکه حتا در نگهداشت آن نیز کوتاهی ورزیده و به حدی دچار گسست هویتی شده ایم که اگر از ما بپرسند هویت یک لر بر چه مبناهایی استوار است و یا لرها چه کسانی بوده اند و چه کارهای چشمگیری انجام داده اند اکثریت قریب به اتفاق ما قادر به ارایه پاسخی مناسب و مستدل به چنین پرسش هایی نخواهیم بود! سهل است که داشتن هویت را انکار خواهیم کرد یا اگر خیلی هنر کنیم خواهیم گفت که ما لرها نوادگان کاسیانی هستیم که سازندگان مفرغ بوده اند؛ والسلام! منحصر کردن تمام هویت یک قوم عظیم
و ریشه دار مانند لر به چند تکه ابزار مفرغی نه تنها صحیح نیست بلکه کاربردی هم نیست؛ زیرا همواره به نحوی از کاسیان و ابزارهای مفرغی آنان صحبت می کنیم که گویی آن مردمان بزرگ تمام کارشان این بوده که چند تکه فلز مفرغی بسازند و در زیر خاک پنهان کنند و در تاریخ گم شوند! گروهی دیگر که سعی می کنند نقش کم نظیر لرها در دفاع مقدس را به خوبی بازنمایی کنند و از جانفشانی و جانبازی لرها در دفاع از میهن عزیزمان داد سخن سر می دهند نمی توانند این جانبازی و مرزداری لرها در طی جنگ ۸ ساله را با مرزداری نیاکان خود در طول تاریخ پیوند بزنند و از این رهگذر نقش حیاتی ما در نگهبانی از کیان ایران را نمایش دهند و در اینجا نیز ما لرها دچار گسست از تاریخ و گسست از نقش همیشگی خود در تاریخ ایران زمین هستیم. گسست های قوم لر تنها به گسست از تاریخ محدود نمی شود و بدبختانه لرها در تمام جوانب زندگی خود تحت تاثیر چنین گسست هایی قرار گرفته اند؛ از جمله «گسست موسیقایی» که اتفاقا این مورد یکی از خطرناک ترین گسست هایی است که در حال استحاله مرزهای جغرافیایی و فرهنگی ما نیز هست؛ لرها بی شک صاحب و وارث میراث موسیقایی غنی و شگرفی هستند که از گذر سده های بی شمار تا به امروز روند بالندگی و طراوت خود را حفظ کرده و نقشی پر رنگ در مراسمات شادی و عزای این مردم دارد. اما متاسفانه چند سالی است که این پدیده ارزشمند و غنی نیز در اثر کم کاری و غفلت ما می رود تا به کلی عرصه را به موسیقی کردی و حتا موسیقی بی محتوای مبتنی بر متن های آبکی و بی محتوا تحت عنوان رپ واگذار کند و یکی از اصلی ترین دلایل این معضل گسست ما لرها از روند نوزایی و نوسازی موسیقی لری به ویژه با بهره گیری از ابزارهای نوین موسیقایی است. این در حالی است که کردها در همسایگی ما با بهره گیری روز افزون از ابزارهایی نظیر اُرگ – که امروزه وسیله غیرقابل انکار برای تولید موزیک است – توانسته اند موسیقی کردی را تا حد زیادی به اصطلاح آپدیت و به روز نگه دارند و از رکود و خمودی آن جلوگیری کنند. متاسفانه ما لرها نه تنها قادر به بهره گیری از چنین ابزارهایی نبوده ایم بلکه حتا نتوانسته ایم ترانه هایی تولید کنیم که با حال و هوای زندگی امروز سازگار باشند و بتوانند کالای موسیقایی قابل عرضه و قابل رقابتی با انواع و اقسام ترانه ها و موسیقی های بعضا بی محتوای امروزی باشند. هنوز که هنوز است خوانندگان ما، حتا خوانندگان جوان ما متن های موسیقایی خود را از همان متون قدیمی نظیر چِل سرو و بِزَران و امثالهم وام می گیرند و در اکثر موارد بدون اینکه تغییری در محتوای آن ارایه دهند تا با نیازهای امروز مردم سازگار باشد، به همان سبک مرحوم سقایی و ایرج رحمانپور و بهمن اسکینی آن را اجرا می کنند! و این دقیقا همان معضلی است که باعث شده موسیقی لری با همه غنا و دلپذیر بودنش دچار سستی و رکود شده و نتواند پا به پای تحولات زمانه جلو بیاید و با دیگر انواع موسیقی رقابت کند. در مثالی دیگر برای نشان دادن عمق گسست پیش گفته می توان لباس لری را مثال زد؛ لباسی که علیرغم بهره گیری زیاد از رنگ های شاد و جنس مرغوب اما نتوانسته خود را در زندگی لرها حفظ کند و کار به جایی رسیده که حتا عشایر لر که هزاران سال میراث دار واقعی لباس لری بوده اند نیز «شلوار کردی» می پوشند!!! پوشیدن شلوار کردی توسط لرها نه گناه است و نه مجازات کیفری دارد اما قطعا نشان دهنده این است که ما لرها در تطبیق لباس سنتی خود با نیازهای زندگی روزمره ناتوان بوده ایم و نتوانسته ایم همانند کردها یا حتا بلوچ ها کاری کنیم که لباس سنتی مان نه تنها در منزل و به عنوان لباس راحتی، بلکه حتا در محیط های رسمی و اداری نیز مورد استفاده قرار گیرد. متاسفانه این گسست ها تنها به گسست از گذشته و موارد سنتی و
تاریخی محدود نمی شود و گسست از حال و آینده را نیز در بر می گیرد و لرها را در وضعیتی قرار داده که می توان نام برزخ بر آن نهاد! زیرا لرهای امروزی نه مانند نیاکان خود تماما سنتی هستند و نه تماما مدرن و به روز شده اند بلکه ظاهری مدرن و باطنی سنتی دارند؛ البته واژه سنتی نیز توصیف مناسبی نیست بلکه باید از عباراتی نظیر جامانده و دِمُده بهره گرفت تا بتوان منظور را به خوبی منتقل کرد. جامانده و دمده از این نظر که نه مانند قبل لری را زیبا و اصیل حرف می زنیم و نه کاملا فارس و باکلاس(!!!) شده ایم، نه کامل از دهل و ساز
کمانچه جدا شده ایم و نه توانسته ایم در نوازندگی ارگ حرفی برای گفتن داشته باشیم، نه شال و ستره را حفظ کرده ایم و نه آن را کنار نهاده ایم بلکه در تلفیقی ناموزون ستره سبز را با کفش اسپرت سیاه ست می کنیم و تی شرت

می پوشیم و قس علی هذا… اگر بخواهیم به گسست های مختلفی که دامن لرها را گرفته اشاره کنیم باید مثنوی هفتاد من کاغذ بنویسیم؛ زیرا تک تک جوانب زندگی لرها تحت تاثیر گسست واقع شده و قابل شمارش نیست. این چند مورد هم برای اشاره مصداقی و عینی در خصوص عمق گسست لرها از دنیای امروز بیان شد تا منظور نگارنده قابل فهم باشد. برای حل این معضل که به حدی فجیع دامن لرها را گرفته باید هرچه سریع تر چاره جویی کرد و چاره این کار نیز تنها بالا بردن توان و مهارت های مختلف زندگی است و در این میان مهارتی
مانند «خلاقیت» و «انعطاف پذیری» نقشی غیر قابل انکار دارد! به عنوان مثال ما لرها باید یاد بگیریم که چگونه با بهره گیری از توان خلاقیتی خود ابزارهای
کهن موسیقی نظیر کمانچه و دهل را با ابزارهای جدید نظیر اُرگ همراه و هم ساز کنیم تا همچون گذشته نواهای دل انگیز موسیقی لری در هر کوی و برزن طنین انداز گردد. باید یاد بگیریم که اگر به هر دلیلی لباس سنتی مان امروزه قابل استفاده نیست، دلایل این غیر قابل استفاده بودن را ریشه یابی و سپس برطرف کرده تا این لباس زیبا که جزو هویت ماست بتواند به حیات خود ادامه داده و همچنان در زندگی ما حضور بارز و موثر داشته باشد. باید یاد بگیریم که بین مرزبانی و جانبازی کاسیان برای ایران زمین در هزاره های پیش از میلاد تا جان فشانی لرها در مرز داری از ایران طی همین دوران معاصر ارتباط منطقی و مستقیم ارایه کنیم تا دچار انقطاع نشویم. باید یاد بگیریم که هنگام معرفی ابزارهای مفرغی نیاکان خود به نحوی آن را معرفی کنیم که برای انسان امروز قابل پذیرش و قابل درک باشد؛ به عنوان مثال طی سالیان اخیر تلاش
می شود که ساخت ابزارهای شگفت انگیز مفرغی را به نحوی معرفی کنند که نشان دهنده توان بالای صنعتی و فناوری نیاکان ما باشد؛ این کار پسندیده ای است زیرا انسان امروز با پدیده ای مانند صنعت و فناوری بهتر و زودتر ارتباط برقرار می کند تا اینکه چند تکه مفرغ شکسته را در موزه به او نشان دهیم و بدان ببالیم بدون اینکه دلیل منطقی این بالیدن خود را ذکر کنیم یا حتا بدانیم! باید تلاش کنیم زبان اصیل و گنجینه واژگانی آن را نه تنها در محاورات روزمره به کار ببریم بلکه باید تلاش کنیم برای مکتوب نمودن این گنجینه عظیم خط مناسب و مخصوص اختراع کنیم زیرا لازمه زندگی در دنیای امروز بهره گیری از نوشتار و توان تولید و انتشار توسط آن است و اگر هرکس به هر دلیلی نتواند بنویسد و نتواند داشته های خود را مکتوب کرده و به دیگران ارایه دهد، گنجینه ادبی و هنری و واژگانی او ناگزیر از فنا و نابودی خواهد بود و در این خصوص میان لر و غیر لر نیز فرقی وجود نخواهد داشت. کوتاه سخن اینکه باید تلاش کنیم تا حد ممکن بر گسست هایی که در ساختار زندگی اجتماعی لرها ایجاد شده خط بطلان کشیده و با بهره گیری از ابتکار و خلاقیت با این گسست غیر قابل انکار به مبارزه برخیزیم وگرنه بدون هیچ تعارفی باید گفت که در صورت تداوم این گسست وحشتناک، به اندک زمانی نام و نشان لر از میان رخت برخواهد بست و آیندگان ما نیز همچنان خود ما باید رد و نشان لر را در کتاب های مستشرقین غربی یا شرفنامه بدلیسی کُرد جستجو کنند.
* نویسنده و روزنامه نگار

اشتراک این خبر در :