Print Friendly

بصیر کوشکیجغرافیای ایران از دوران باستان زیست گاه اقوام گوناگون بوده و هم اکنون نیز چنین است. در دوران حکومت هخامنشیان (۵۵۰ ق.م – ۳۳۰ ق.م ) مرزهای جغرافیای ایران از سیردریا (سیحون) و آمودریا (جیحون) در شرق تا قلب یونان و مصر در غرب گسترده بوده است؛ تصاویر برخی از اقوام در حجاری های تخت جمشید و اسامی آن ها در سنگ نبشته های داریوش اوَل و اردشیر دوم آمده است؛ بر اساس سنگ نبشته ی اردشیر دوم که در همدان بدست آمده است اسامی سی ملیت مختلف که امپراتوری هخامنشی را تشکیل می دادند به چشم می خورد. در دوره های بعدی کم کم از وسعت این امپراتوری کاسته شد دولت مردان صفوی (۹۷۰ ه . ق ) در آغاز حکومت خویش سعی نمودند مرزهای کشور را بازسازی نمایند و موفق شدند کمابیش محدوده ایران را به مرزهای زمان ساسانیان گسترش دهند ؛ امَا متأسفانه در دوره ی قاجاریه، دول متجاوز روس و انگلیس به تجزیه ی ایران پرداختند و قسمت های ارزشمندی از جغرافیای ایران را از این سرزمین بزرگ جدا نمودند. در بررسی تاریخی اقوام بایستی چند نکته را مد نظر داشته باشیم:
۱- اقوامی که در این سرزمین زندگی می کنند همگی جزئی جدا ناپذیر از سرزمین بزرگ ایران می باشند و هرکدام را باید عضوی از تاریخ با قدمت ایران زنده و پویا به حساب آورد.
۲- در بررسی تاریخی اقوام بایستی حساب سیاست را از تمدن و فرهنگ جدا نمود گرچه حاکمان و دولت مردان سیاسی، تمدن و فرهنگ را هم متأثر نموده اند امَا نقش اصلی در سازندگی و انتقال تمدن و فرهنگ بر عهده ی عموم مردم بوده است.
۳- بیان نقش تاریخی اقوام بایستی در راستای تقویت وحدت و همبستگی همه ی اقوامی باشد که در این سرزمین تاریخی زندگی می کنند. همبستگی و وحدت اقوام ساکن در ایران محور اوَل و بنیادین شکل گیری تمدن و فرهنگ ایران زمین بوده است.
۴- نقش تاریخی اقوام فقط و فقط با پویایی و زنده بودن ایران بزرگ معنا و مفهوم پیدا می نماید لُر بودن، کرد بودن، ترک بودن، بلوچ بودن و عرب بودن همه با ایرانی بودنشان معنا پیدا می کنند بنابراین اگر نقش تاریخی قومی بیان می شود فقط در راستای ارتقاء تمدن و فرهنگ ایران بزرگ می باشد.
۵- بیان نقش تاریخی یک قوم نباید به انکار نقش سایر اقوام ایرانی منجر شود زیرا ایران بزرگ نیز با حضور و نقش همه ی اقوام آن، تقویت می شود و هر روز زنده تر و پویاتر می گردد.
لرها یکی از اقوامی هستند که در تاریخ ایران نقشی اساسی و تأثیرگذار داشته اند. جغرافیای لرستان امروزی از حدود چهل تا پنجاه هزار سال پیش زیست گاه مردمانی بوده است که آثار تاریخی آن ها در فاصله ی سال های ۱۹۶۳ تا ۱۹۶۵ میلادی در غارهای کُنجی و قَمَری و پناهگاه سنگی (ارژنه (ارجنه) ) کشف شده و قدمت این آثار در حدود چهل هزار سال پیش تعیین شده است. کاسیان (کاسیت ها) قبایلی کوهستانی بودند که در ناحیه ی میان ماد و ایلام (در لرستان کنونی) زندگی می کردند و حتی توانستند بابل را فتح نمایند و از سال ۱۷۵۰ تا قرن ها بر این سرزمین حکومت نمایند؛ کاسیت ها در ساختن مصنوعات مفرغی مهارت داشته اند که هم اکنون با گذشت هزاران سال، برخی از آثار آن ها برجای مانده است. کاسیت ها را بایستی اولین شاخه از اقوام آریایی دانست که به احتمال قوی تا زمان انقراض هخامنشیان ، در لرستان کنونی تأثیرگذار بوده اند ؛ تأثیر تمدن ، فرهنگ و هنر کاسیت ها بر تمدن و فرهنگ مادها و هخامنشیان کاملاً مشهود و هویداست .(۱)

از نظر تاریخ سیاسی در دوره های مادها ، هخامنشیان و سلوکیان اطلاعات زیادی در مورد لرستان وجود ندارد امّا آثاری از این حکومتها در لرستان کنونی وجود دارد که آثاری همچون غار کوگان که آب انباری در زمان اشکانیان بوده است و در ارتباط با مذهب مهر پرستی ایجاد شده است . علاوه بر این سکه ها ، قلعه ها و قبوری در لرستان کشف شده است که همگی نشان دهنده ی اهمیت سرزمین لرستان در این دوره های تاریخی می باشد . لرستان در دوره ی ساسانیان ( ۲۲۴ م – ۶۵۱ م ) جزء سرزمین یا (( پهله )) بوده است ، پهلو استانی بوده است که عربها آن را (( جبال )) نامیدند . شاپور خواست ( خرم آباد کنونی ) شهری بوده که به دستور شاپور اوّل ، شاهنشاه ساسانی بنا شد . برخی معتقدند که آتشکده ی بزرگ (( اروخش )) در الشتر کنونی بوده است . لرستان در دوره ی بعد از اسلام از نظر تاریخ سیاسی دچار تغییر و تحولات فراوانی شد در زمان دولت های امویان و عباسیان ، خراج و مالیات لرستان به بغداد فرستاده میشد و اغلب در زیر بیرق حکام عراق عجم بود تا زمانی که حسام الدین شوهلی یکی از امرای سلجوقیان ، فرمانروای لرستان شد در زمان حکومت حسام الدین شوهلی ، شجاع الدین خورشید شحنگی قسمتی از لرستان را بر عهده داشت .
پس از تغییر و تحولاتی سیاسی سرانجام شجاع الدین خورشید توانست در سال ۵۷۰ ه . ق حکومت اتابکان لُر کوچک را تثبیت نماید . در زمان جانشینان شجاع الدین خورشید در دوره ی حکومت مغولان و تیموریان ، لُرستان کم وبیش در تحت حاکمیت لُرها بوده است . با تشکیل حکومت صفویه و تأکید حاکمان این سلسله بر مرکزیت سیاسی در ایران ، لرستان نیز تحت حاکمیت مرکزی قرار گرفت البته بازماندگان اتابکان با صفویه ارتباط داشته و حتی با آنها پیوندهای سببی نیز برقرار نمودند . هدف از این نوشتار بیان تاریخ سیاسی لُرها و یا لرستان نیست ؛ زیرا تاریخ سیاسی لرستان تاریخی گسسته می باشد که نمی توان برای آن الگویی خاص معرفی نمود تاریخ سیاسی لرستان تحت تأثیر تاریخ سیاسی ایران بوده است .بدین معنا که هر زمان که مرکزیت سیاسی ایران تضعیف می شد قیام و شورشها نیز

در ایالت ها تقویت می شد و هر کدام از اقوام ساکن در ایران سعی می کردند حاکمیت سیاسی ایالت خویش را بدست بگیرند امّا هنگام تشکیل حکومتهای مرکزی قوی ، معمولاً ایالت ها و اقوام ساکن آنها به تابعیت حکومت مرکزی درمی آمدند. یکی از افتخارات لُرها تشکیل حکومت زندیه بوده است . کریم خان زند به عنوان مؤسس این حکومت توانست در زمینه های داخلی و سیاست خارجی نمره ی بالا و قابل قبولی بدست آورد و نامش به عنوان یکی از پادشاهان موفق تاریخ ایران ثبت شد. نقش و تأثیر قوم لر در تمدن و فرهنگ ایران بر هیچ کس پوشیده نیست . قوم لُر که از اقوام اصیل و با قدمت اقوام ایرانی می باشند در ارتقاء و پویایی تمدن و فرهنگ ایران نقشی بسزا داشته اند و همواره در کنار سایر اقوام ایرانی از مدافعان سرزمین بزرگ ایران بوده اند . تمدن و فرهنگ ایران را باید به صورت خطی پیوسته ترسیم نمود که نسل به نسل انتقال یافته و همواره پویا و زنده بوده است . برجستگی های تمدنی و فرهنگی قوم لُر را می توان در شجاعت ، مهمان نوازی ، حُب وطن ، تدین و … خلاصه نمود ؛ امّا ما بعنوان میراث داران تمدن و فرهنگ قوم لُر بایستی سعی نماییم جنبه های مثبت گذشتگان خود را تقویت نماییم در این راستا می توان اقدامات زیر را انجام داد : ۱- ایجاد مراکز فرهنگی با هدف تبیین و شناخت تمدن و فرهنگ قوم لُر با مشارکت همه ی نخبگان و اندیشمندان استان .
۲- پاسداشت نخبگان و الگوهایی که معرفی و شناخت آنها می تواند در جهت تقویت هویت نوجوانان و جوانان ما باشد .
۳- استفاده از هنر و هنرمندان در جهت معرفی تمدن و فرهنگ قوم لُر .
۴- ارتقاء و تقویت رسانه هایی که در جهت شناخت تمدن و فرهنگ قوم لُر فعالیت می نمایند .
۵-تلاش در جهت فرهنگی و اخلاقی کردن سیاست و سیاستمداران در لرستان و نه سیاسی کردن اخلاق و فرهنگ لُرها .
۶-پذیرش جنبه های منفی آیین های گذشته و تلاش در جهت اصلاح آنها و تقویت جنبه های مثبت تمدنی و فرهنگی قوم لُر .
۷-تلاش در جهت فهیم کردن متعصبان لُر و متعصب کردن فهمیدگان قوم لُر .
۸- توجه به روشهای آموزشی و پرورشی که در مدارس اجرایی می شوند در دنیای امروز مهمترین معیار توسعه ی این است که چگونگی آموزش دادن پیش دبستانی ها و دبستانی ها را بررسی می کنند پس بیاییم آموزش بچه هایمان را جدی بگیریم تا در آینده در لرستان نسلی فرهیخته و آگاه داشته باشیم زیرا فقط نسلی آگاه و فرهیخته می تواند پیوستگی تمدنی و فرهنگی قوم لُر را پاسداری نماید .
* کارشناس مسائل سیاسی اجتماعی

اشتراک این خبر در :