Print Friendly

ترکارونیمنوچهر محمدی، کارگردان نام آشنانقل می کند که بعد از اتمام یکی از جشنواره های فیلم در ایران همه داوران مشغول بازگشت به کشورشان بودند که یکی از این دواران تصمیم می گیرد که هتل محل اقامتش را چند روزی دیگر تمدید کند و در ایران بماند. منوچهر محمدی می گوید: وقتی پای حرفهای این داور نشستم و از او دلیل ماندن را پرسیدم وی گفت: که”کشور شما ویژگی های بسیار خاص و جذابی برای من دارد. در کشور ما این قدر تنوع و پیش بینی ناپذیری وجود ندارد. مثلا اگر قرار است مهمانان در هتل برای صبحانه ساعت ۷ حاضر شوند می بینید ساعت ۸ سر میز می رسند. اگر مقرر شده است که سرویس برای رفتن به محل جشنواره ساعت ۸:۳۰ دقیقه دم در هتل حاضر شود می بینید ساعت ۹ در هتل است. در  راه  اگر مقصد سینمای  X است ناگهان سر از سینمای Y در می آورید و این برای من خیلی جالب و  جذاب است.”

هدف از نقل این خاطره تحلیل زمان و ارزش آن و نقطه­ ی مقابل آن بی ارجی مفهوم و واقعیت زمان و غفلت از آن در بین جامعه ایران است.

ابتدا باید گفت که مفاهیم تاریخ دارند و مفهوم زمان و اهمیت به آن خیلی تاریخ طولانی ندارد. به طور وسواس گونه ای اگر بشود گفت شاید یکی از مهم ترین سرچشمه های حساسیت به زمان بخصوص در ایران دوران صنعتی شدن و آغاز کار در کارخانه ها باشد. اما  به مرور زمان این اهمیت به زمان در سازمان های اداری و اموزشی نیز فزونی یافت. همین مساله سبب گردیده است که توجه به زمان و ارزش قائل شدن برای آن به عنوان یکی از فاکتورهای مهم توسعه و پویایی جوامع شده است. در ایران نیز زمان و  زمان مندی نیز به دوران گسترش تجارت (محصولات با تاریخ انقضای کوتاه و فرصت طلبی در بازار)، صنعتی شدن و گسترش کارخانجات، کار در راه آهن و پالایشگاه های نفت آبادان و خرمشهر، کارخانه های ذوب آهن و فولاد  و گسترش سازمان های اداری نوین بر میگردد.

با توجه به گسترش این پدیده ها این انتظار می رفت که این مقوله در طی دوره هایی که می گذرد بر ارزش آن افزوده شود اما در سالهای اخیر این مساله کاملا جای خود را به یک رویکرد تعطیلات پسندانه و به احتیاط اگر بشود گفت در برخی لایه های جامعه به یک بی زمانی و کم توجهی به زمان داده است. به طور مثال در دانشگاهها و مدارس ایران تقویم آموزشی با اینکه در روزهای نخستین مهر بسته شده است اما معمولا با تاخیر چند هفته ای این کلاس ها برگزار می گردند، امتحان ها اگر قرار است ساعت ۸ صبح برگزار شوند با تاخیر ۱۰ تا ۲۰ دقیقه ای آغاز می شوند، یا همچنین در چند روز مانده به عید با شتاب زیادی کلاس ها تعطیل می شوند و بعد از تعطیلات عید که تعطیلی زیادی است نیز کلاس ها با وقفه ی زیادی آغاز می شوند. در جلسات اداری معمولا مراسم و یا جلسه ای اگر هست با تاخیر زیادی برگزار می گردد.

 این چند مورد شاخص های تعطیلات گرایی است. با بیان تعطیلات گرایی و علاقه مندی به تعطیلات زیاد به عنوان یکی از ویژگی های ساختاری و فردی در ایران این مساله اما همیشه نمی تواند به نفع جامعه باشید. ضربه هایی از پس این پدیده بر پیکره جامعه وارد می شود. به خصوص در این برهه که جوامع در سطح جهانی به هم نزدیک شده اند.  ضربه هایی که از پس این پدیده به جامعه وارد می شود را می توان به صورت کلان و خرد برشمرد.

در سطوح کلان ما به نوعی از شتاب ملی و جهانی غافل می شویم. نمی توانیم پا به پای سرعت حمل و نقل و حرکت در جهان پیش برویم. از لحاظ اقتصادی وضعیت به سمتی می رود که مبادلات و تعاملات ما با کشورهایی که زمان را در حد دقیقه تنظیم می کنند دچار عدم تعادل می شود و به نوعی به لحاظ اقتصادی یک وضع ناپایدار و پیش بینی نشده برای کشورهای جهان و جامعه ما ایجاد می کند.

این کردار ساختاری- فردی به نوعی می تواند برای ساختارهای فرهنگی جامعه ایران و نیز لرستان هزینه های طولانی مدت داشته باشد بطوریکه جوامع دیگر جامعه ما را با برچسب های تنبل و زمان نشناس توصیف کنند و یه نوعی یک باورهای کلیشه ای و منفی می تواند علیه فرهنگ ساخته شود.

حتی به لحاظ سیاسی ممکن است تعطیلات زیاد یک دولت را از چشم شهروندان محبوب کند و دولتی را منفور و یا شاید هم برعکس.

همچنین در سطوح سازمانی وقتی تعطیلات پیش بینی نشده رخ می دهد افراد با تاخیر در پیگیری برنامه های خود مواجه می شوند. مثلا یک فردی تاجر یا دانشجو قرار است در یک روز بین تعطیلات یک کار اداری مهم را انجام دهد مثلا یک معامله بین المللی یا انجام مراحل پذیرش از یک دانشگاه بین المللی کهبا توجه به تعطیل کردن روز بین تعطیلات آن افراد به طور یقین با مشکلات زیادی مواجه خواهند شد.

در سطح بین فردی نیز، افراد با افزایش تعطیلات و کم توجهی به زمان برای یکدیگر پیش بینی ناپذیر می شوند. ممکن است در معامله های بین فردی و ملاقات ها نیز به تعهدات خود عمل نکنند.

بعلاوه این تعطیلات زیاد می تواند باعث شود که ما در یک حالت بی زمانی قرار بگیریم و اصلا دقیقه و ساعت چندان اهمیتی برای ما نداشته باشد و زمان از نظر هر فرد بیشتر با شمارش روزها و هفته ها تعریف گردد.

به سخنی دیگر می توان گفت که یکی از پیامدهای جدی دیگر این غفلت از زمان برای افرادی که ممکن است برای کار یا تحصیل به کشورهای دیگر سفر کنند این است که شاید طول بکشد که آن فرد با دقیق بودن و زمان مندی به عنوان یک ارزش در کشور مقصد خو بگیرد و ارتباط برقرار کند، زیرا در کشوری زیست نموده است که چندان بر مدار زمان مندی حرکت نکرده است.

در پایان داستان از این قرار است که ما در برهه ای از تاریخ به سر می بریم که یک جهانی شدن را با سرعت زیاد تجربه می کنیم، پس بهتر است کوشش کنیم که خود را از این تعطیلات گرایی و لذت از تعطیلات فراوان رها کنیم و به ارج نهادن به زمان و زمان مندی برسیم؛ زیرا رویدادهایی که از نظر جهانی اتفاق می افتند از سرعت باز نمی ایستند و زمان شی یا کسی نیست که علاقه مند به متوقف شدن داشته باشد تا ما به آن برسیم.  “جهان اجتماعی  شبیه به پیست دو و میدانی شده است و وقتی تپانچه شلیک شود دیگر زمان برای جوامعی که دیر استارت زده اند متوقف نمی شود”.

  • دانشجوی دکتری جامعه شناسی دانشگاه مازندران

اشتراک این خبر در :