Print Friendly

محمودی اردشیرمقدمه بحث/ «توسعه» مفهومی است از مفاهیم دوره مدرن، که در دهه های گذشته واژه «ترقی» و در ادبیات کنونی کشورمان واژه «پیشرفت» را در برابر آن نهاده اند، این واژه گزینی و توجه به آن نشان دهنده اهمیت امر توسعه و پیشرفت می باشد، اما چرا ترقی، توسعه و پیشرفت در دوره مدرن پیدا شده، به این مطلب برمی گردد که در دوره پیش از مدرن توجه متفکران به جنبه های غیر مادی، کیفی و معنوی جهان و انسان معطوف بوده و ایشان درصدد کشف قوانین و اسرار آن مراتب بودند و فضیلت و ارزشمندی در تحصیل و آموزش آنها به شمار می رفت. واژه ای که درخور این تلاش و اجتهاد علمی و اخلاقی در این عرصه هاست، واژه ی «کمال» است که نشان پیشرفت بشر در امور معنوی بوده است. هر چند که انسان ها و جوامع اندکی به این کمال می رسیدند و اکثر افراد از وصول به این مراتب کمال معنوی محروم می ماندند. ولی این کمال معنوی و وصول به فضایل اخلاقی و روحانی به عنوان معیاری برای ارزش گذاری محسوب می شده است. به بیان جدید معیار علمی و استاندارد برای انسان و جامعه سالم در دنیای ماقبل مدرن «کمال معنوی و اخلاقی» به شمار می رفته است.

از سوی دیگر علومی که انسان ها را به این کمال معنوی رهنمون می نموده دارای ارزش بوده است، از جمله این علوم می توان به علوم دینی، فلسفی، عرفانی و ادبی اشاره کرد که در دنیای قدیم از رونق برخودار بود. در جوامع ابتدایی و پیش از قدیم نیز علوم غریبه مانند سحر و جادوگری فضیلت به شمار می رفته، چرا که انسان آن دوره بسیاری از مسائل و معضلات خود را به وسیله این علوم حل می نموده است.

در دنیای جدید و عصر رنسانس متفکران به نقد فضای دینی و شبه دینی پرداخته و سیر در مراتب معنوی و کیفی را راه حل مشکلات بشر ندانسته و به نقد روش های فکری دانشمندان دوره قدیم پرداختند و در این نقادی وجه همت خود را به ابعاد محسوس، کمی و ظاهری عالم معطوف نمودند و در این تغییر نگرش، ابتدا به علوم ریاضی جهت کشف قوانین جهان از راه اندازه گیری ابعاد محسوس طبیعت پرداختند که نتیجه آن ظهور علوم فیزیک و مکانیک بوده که ما در تکنولوژی جدید محسوب می شود. و نیز با روش تجربی، مشاهده و آزمایش در پی مطالعه و کشف  قوانین جهان طبیعت برآمده و روش تجربی رونق یافته و علومی مانند: شیمی، زمین شناسی، زیست شناسی و … رونق یافت که یکی از پیامدهای این علوم پیشرفت روزافزون علوم زیستی و پزشکی است.

تفاوت «پیشرفت تجربی» دوره جدید  با «کمال معنوی» دوره قدیم در این بود که پیشرفت جدید میان عموم عمومیت یافته و تحصیل و آموزش آنها به صورت همگانی در دانشگاه ها و مراکز علمی  صورت پذیرفته، ولی وصول به کمال معنوی در دنیای سنت و فرهنگ دینی و تحصیل علوم مربوطه، از آن خواص بوده و دیگران یا امکان مالی و اجتماعی یا استعداد و توان عقلی و ذهنی آن را نداشتند.

از دلایل اهمیت و عمومیت یافتن علوم تجربی در دوره جدید را می توان مواردی چون؛ آسان بودن آموزش روش ها، نتایج محسوس و موثر آنها در زندگی، تامین نیازهای روزمره و وابستگی رفاه اجتماعی به آنها اشاره نمود. در این دوره، ملاک «ترقی و پیشرفت» آموزش این علوم و کاربرد آنها در زندگی فردی و اجتماعی است و ملاک تقسیم بندی کشورها به «پیشرفته» و «ناپیشرفته» وابسته به این امر است. کشوری مترقی است که بتواند علوم تجربی و تکنولوژی حاصل از آن را به نحو بهتری آموزش و در مرحله بعد با مدیریت کارآمد و نظم و هماهنگی بین سازمان های علمی و اجتماعی و سیاسی، محصولات این علوم را در جامعه خود کاربردی نماید. کشورهای ناپیشرفته یا در هر دو حوزه آموزش و کاربرد علوم جدید و نتایج آن ناتوانند یا در یکی از آنها، بعنوان مثال کشور عزیزمان ایران شاید در آموزش علوم جدید در دانشگاه توفیق نسبی یافته ولی در مدیریت و کاربردی کردن نتایج علم و تکنولوژی جدید در سطوح مختلف اجتماع نتوانسته به توفیق چندانی دست یابد و این عدم هماهنگی میان «میدان تحقیق و آموزش» و «میدان اجرا و کاربرد» در تمام حوزه های کشور اعم از اقتصادی، اجتماعی، کشاورزی و صنعت و… مشهود است و این ناهماهنگی در ضعف مدیریت  ریشه دارد.

به هر روی توسعه در مفهوم جدید واجد ابعاد گوناگونی اعم از ابعاد زیستی- فیزیکی و ابعاد انسانی- اجتماعی است و این ابعاد نیز هر کدام بر روی دیگری موثر است. به بیانی دیگر افق های مختلف انسان جدید درهم تنیده شده و درهم فرو رفته است و مفهوم توسعه را بسیار پیچیده نموده است. به عنوان مثال تامین نیازهای روانی انسان جدید وابسته است به امنیت غذایی وکیفیت آن، امنیت اجتماعی و اقتصادی، نحوه استفاده از تکنوژلوی، رسانه ها و فضای مجازی و نحوه تعامل انسان با محیط زیست و…از سوی دیگر درهم رفتن مرزهای علوم در یکدیگر نشان از پیچیده شدن مفهوم توسعه دارد به عنوان مثال ردپا و دخالت مبحث اقتصاد را می توان در تمام عرصه های زیستی، اجتماعی و روانی مشاهده نمود.

 در کشور ما مفهوم توسعه پیچیدگی بیشتری به خود می گیرد، زیرا ما درصدد آنیم که پیشرفت مادی، تجربی و کمی زاییده  دنیای غرب را در فضای دینی و معنوی با ویژگی های غیرمادی و کیفی محقق کنیم و این در حالی است که پیشرفت مدرن، پیشرفتی سکولار و غیر دینی بوده و معیارها و روش های آن در طی چهار قرن اخیر در تمام دنیا به واسطه دانشمندان و دانشگاه های غربی در خود غرب و دیگر کشورهای غیرغربی نهادینه شده است و نیز این علوم و روش های تحصیل و آموزش آن ها بواسطه عمومیت و سهولت و سودآوری در عرصه رفاه و زندگی روزمره صورتی جهانی یافته و جهان در تحت سیطره فرهنگ و علوم غربی است.

به واسطه این سیطره فرهنگ و علوم غربی و تضاد روش ها و نگرش های علوم تجربی و علوم انسانی سکولار با علوم دینی و اسلامی بوده و هست که برخی از اندیشمندان کشورمان طرح علوم انسانی اسلامی را مطرح نموده اند. ولی این که آیا این طرح امکان اجرا دارد  یا خیر و یا اینکه تحقق آن به چه میزان زمان نیاز دارد و یا اینکه چقدر و به چه میزانی و چگونه وقوع می پیوندد و موانع درونی و بین المللی آن چیست و …از مسائلی مهمی است که این طرح با آن روبرو است.

فهم توسعه و مسایل در بحث اخیر یعنی توسعه و قوم لر، پیچیده تر به نظر می رسد، چرا که هر چند فرهنگ و قومیت لُر جزء فرهنگ ایرانی اسلامی محسوب می شود، ولی خود این قوم نیز دارای ویژگی های خاصی است که در مواجه با فرهنگ مدرن و پیشرفته انعکاس ها و پیامدهای خاص خود را در پی دارد.

به هر روی قوم لُر در زمانه کنونی با سه هویت «ایرانی، اسلامی و مدرن» درگیر است و این سه عنصر در عصر حاضر هویتش را تشکیل داده اند، فلذا ترکیب این سه فرهنگ و هماهنگ کردن عناصر اساسی آنها بایکدیگر قابل تامل بوده و نیازمند بررسی عمیق است. اینکه آیا حکومت جمهموری اسلامی می تواند این سه را با هم تلفیق و هماهنگ نماید خود نیازمند تأمل است، آیا میان جمهوریت و دموکراسی به عنوان مفاهیم مدرن و اسلام و فرهنگ ایرانی به عنوان مفاهیمی دینی و بومی توانسته هماهنگی برقرار نماید و یا در حال آزمون و خطاست، نشان دهنده ی پیچیدگی تقابل و برخورد مفاهیم دنیای سکولار و دنیای قدسی است.

ادامه دارد…

  • در قسمت های بعد از منظر ملاک های «پیشرفت »دنیای مدرن و «کمال» فرهنگ اسلامی به نقد وبررسی برخی از ویژگی های قوم لُر خواهیم پرداخت.

اشتراک این خبر در :