Print Friendly

photo_2018-02-27_12-02-50جامعه شناسی علمی است که به مطالعه کنش و نهادی های اجتماعی می پردازد، در حوزه از روش ها و ابزار های مختلف استفاده نموده و این روش ها و ابزار ها بنا به ماهیت موضوع مورد مطالعه متغیر بوده است. در سخنرانی امروز که به بنده محول شده با عنوان جامعه شناسی و عکاسی» تلاش می کنم که در این زمان محدود بر چند محور متمرکز شوم، نخست این که جامعه شناسی چه نسبتی با عکاسی و عکس دارد؟ تاریخچه مختصری از جامعه شناسی تصویری ارائه دهم و همچنین عکس و عکاسی به مثابه ابزار مطالعه در مطالعات مردم نگاری توضیح داده و در نهایت عکس به مثابه یک پدید و موضوع مورد مطالعه قرار می دهد. به این منظور ابتدا تاریخچه ای از جامعه شناسی تصویری ارائه می دهیم.

استفاده از عکس ابتدا در جامعه شناسی آمریکا رایج بود، اما بعد ها از رونق افتاد. در دهه ۱۹۷۰ جامعه شناسی تصویری احیاء شد. ریشه این نوع از جامعه شناسی در کار عکاسان مستند و بکار بردن دوربین برای کار های قوم نگاری بود. جامعه شناسی تصویری: شیوه ای است در مطالعه کنش اجتماعی که از تکنولوژی دوربین برای ثبت تصاویر محیط اجتماعی و ساکنان آن استفاده می کند تا معنای اجتماعی آن را برای دیگران بیان کند. کوری و کلارک (۱۹۷۷) معتقد بودند که جامعه شناسان بصری باید اصول زیر را مورد توجه قرار دهند:

۱- عکس و روش مستند باید از جنبه تفسیر نظری نسبت به عکس ژور نالیست ها غنی تر باشد. در اینجا جنبه زیبایی شناسی اصل نیست روشن بودن و دادن دید و بینش اصل است.

۲- ارتباط تصاویر با موضوعات و مسایل (همه مسایل در قاب عکس نمی گنجند، مطالعه تصاویر باید در ارتقاء فهم نظری جامعه یاریگر باشد)

هدف از جامعه شناسی تصویری: نمایش نوع ترتیبات اشیاء فرهنگی و اجتماعی، کنش گران اجتماعی، تعامل اجتماعی در محیط اجتماعی است. به عنوان مثال ساچار در یک پروژه تحقیقی به مطالعه محلات طبقه متوسط شهری- تهیه کتابی از مجموعه عکس ها ی که سبک زندگی و فرهنگ ساکنان قدیم و جدید اجتماع شهری در حال تحول را در مقایسه با هم نشان می دهد.

 و همچنین کول در مطالعه جشن هااز فیلم و ویدئو استفاده کرد؛ اما آن چه اهمیت دارد استفاده جامعه شناسی و علم اجماعی از روش مردم نگاری در مطالعات خود است که در این میان عکس جایگاه ویژه ای دارد. قبل از هر چیز باید به ارائه تعریفی از مردم نگاری پرداخت،

مردم نگاری چیست؟ در آغاز بیشتر در مطالعات انسانشناسی از روش مردم نگاری استفاده می شد. امروزه در اکثر مطالعات اجتماعی کاربرد دارد از مطالعه فرهنگ تا مسایل جهان مدرن و برنامه های توسعه روستایی را شامل می شود. مردم نگاری به کار میدانی اطلاق می شود که هدف آن بررسی رفتار و اشکال نهادی است، از طریق آن می توان پدیده های متفاوت را را در سطوح مختلف مطالعه کرد.

عده ای معتقدند که هرودت پایه گذار مردم نگاری بود، اما مطالعات مالینفسکی (۱۹۳۰) در جزایر تروبریاند آغاز گر رسمی بود درتحول مردم نگاری عوامل زیر موثر بودند:

۱- انسان شناسی اجتماعی بریتانیا: مورگان، مالنفسکی، بوآس، پریچارید البته بسیاری از متفکران معتقدند که مردم نگاری با مقاصد استعماری مرتبط است از جمله اسد، سعید… آنها در قالب مطالعات خود نشان می دهند که چگونه مردم نگار ها به استعمار خدمت کرده، از بومی ها دیگری ساخته و از طریق شناسایی مکانیز مهای فرهنگی مسیر را برای بهره کشی از بومیان فراهم نمودند. ۲- مکتب شیکاگو: با متفکران مانند ارنست برجس/ پارک/ هاگس در دهه ۱۹۳۰ به مطالعه مسایل شهری، گتو های شهر، روسپی گری و…از طریق مشاهده مشارکتی پرداختند. مطالعات مردم نگاری دارای مختصاتی است از قبیل کار میدانی، زیست جهان مضاعف، طبیعی گرای، بسترمندی، نگاه امیک (نگاه از درون) و…امروز مردم نگاری با مختصات فوق موضوعات متفاوتی از آیین ها، آداب و رسوم، صنایع، بهداشت، حمل و نقل، رفتار سیاسی و. را مورد مطالعه قرار می دهد؛ بنابراین یک عکاسب مردم نگار می تواند جنبه های مختلف حیات اجتماعی مدرن را به عنوان پروژه کار خود انتخاب کند. البته عکس و صحنه ای که عکاسی مردم نگار ثبت می کند بیشتر از حیث اطلاعات و دانشی که از موضوع به ما ارائه می دهد مهم است زیبایی شناسی در درجه دوم و چندم اهمیت قرار دارد. سوال دیگر که مطرح است این هست که در جامعه شناسی چه نگاهی به عکس و عکاسی وجود دارد، پیر بوردیو جامعه‌شناس برجستۀ فرانسوی، در کتاب عکاسی هنر میان مایه به مقوله عکس و عکاسی پرداخته و معتقد است به لطف تکنولوژی مدرن عکاسی به هنری دسترسی پذیر تبدیل شده است و هر کسی می تواند مدعی هنر باشد؛ و عکاسی را از اساس هنری میان‌مایه و رابطۀ افراد با آن را رابطه‌ای با واسطه و قراردادی می‌داند. در کتاب عکاسی «هنر میان‌مایه»، او مسأله هنر و زیبایی‌شناسی را در میان افرادی از گروه‌های اجتماعی بررسی کرده و نوشت ساختارهای فرهنگی یک جامعه نمود خود را در تولیدات‌اش بروز می‌دهد. هنر و زیبایی‌شناسی برساخته‌ای اجتماعی است و افراد با توجه به منشأ اجتماعی خود با پدیده‌ای چون عکاسی رفتار می‌کنند و در این میان هر عکس فارغ از انگیزۀ صریح عکاس‌اش و جدا از واقعیت عینی آن، حکایتی دقیق از گروه و اجتماعی دارد که پشت او می‌ایستد.

  • برای عکس کارکرد هایی از قبیل مقاومت در برابر زمان، برقرار ارتباطات، اعتبار اجتماعی، گریز و خودشناسی می دانست. بین شیوه های عکاسی جامعه دهقانی و شهری تمایز قائل بود. همچنین در برخی موارد خودکس می تواند موضوع یک تحلیل جامعه شناس یا مطالعات فرهنگی و یا نشانه شناسی قرار بگیرد. به این منظور به دیدگاه های بارت، فیسک، اکو و. می پردازیم. در این میان مواجهه با عکس به مثابه متن است. امبرتو اکو معتقدست که یک تولید کننده متن باید خواننده و مخاطب احتمالی اش را پیش بین کند. هر متن می تواند دو صورت بگیرد: ۱- باز ۲- بسته اکو عقیده دارد که در هر اثر هنری ضدیت های دو قطبی و شریر های قالب بندی شده برای معیار های مردم پسند جاذبه دارند. البته هنرمند از ذخایر اسطوره ای استفاده می کند. عکس به مثابه متن هم می تواند باز یا بسته باشد اجازه خوانش های متفاوت بدهد. رولان بارت عقیده دارد که هنرها می توانند دارای رمزگان و یا بدون رمزگان باشند. قرائت- یک فرایند فعال است که فرد طیفی از نماد ها، اسطوره ها و ایدئولوژی ها پیرامون خودشان را درک می کنند. عکس از نظر بارت می تواند دو نوع دلالت دارد: ۱- دلالت صریح و ۲- دلالت ضمنی دلالت صریح: همان چیزی است که در نگاه اول درک می شود و دیده می شود. برای تولید معنای ضمنی در یک عکس از فرایند های نخستین (جلوه های ویژه، ژست ها، اشیاء) و فرایند های پسین مانند زیبایی نمایی، همسازی استفاده می شود. همچنین چنان چه از عکس به مثابه متن برای تحلیل استفاده کنیم می توان از ایزر استفاده کرد.

بر اساس تئوری های نقد خواننده محور، خوانش تعاملی است بین متن و خواننده. از دیدگاه نظریه پردازان این رهیافت، این خوانند گان هستند که هنگام خوانش یک متن معنای آن را برمی سازند.

وی با تاکید برنقش خواننده در خلق معنی معتقد است که معنا در تعامل بین خواننده و متن و در زمانی صورت می گیرد که خواننده پس زمینه های ادبی و فرا ادبی خویش را به همراه خود می آورد تا قسمت های نانوشته های متن یا عکس را بنویسد. بر این اساس ما نمی توانیم یک معنای سر راست در متن یا عکس پیدا کنیم. ایزر که با دید گاهی پدیدار شناختی به متن می نگرد، بیشتربر مفاهیمی همچون خلاء های متن، عدم قطعییت، پیش بینی وباز نگری و گشتالت عکس تاکید دارد به عنوان مثال در عکس بر افراشته شدن یک پرچم اثر سید احسان باقری به زیبایی ما این تکنیک ها می بینیم، فضا عکس در اول بیانگر قدرت آمریکاست اما با یک نگاه جدی هژمونی آمریکا به سخره گرفته و مورد سوال قرار گرفته می شود. رویکرد فیسک نیز مانند بارت رویکردی انتقادی است، هر چند که با تفاوتهایی از هم متمایز می شوند، اما هر دو کاربرد نشانه ها را در خدمت قدرت، نقد و تحلیل می کنند، در نگاه فیسک رخدادهای زبانی (نظام نشانه ای به گونه ای عام تر) به عنوان روایت ساده پذیرفتنی نیست و واسازی آن ضروری است و هر چند سعی می شود تا برخی امور طبیعی جلوه داده شود، ولی این امر طبیعی نیست، بلکه عامدانه و غیر طبیعی و رمز گذاری شده است که طی فرایند تولید آن، مخاطب با مؤلف همدل می شود و تمام روایت های داستان را می پذیرد. این کار عموما باکمک رمز های اجتماعی و ایدئولوژیکی انجام می گیرد که از طریق آن فاعل های اجتماعی ساخته می شوند. این رویکرد قائل به رابطه دیالکتیکی بین متون نشانه گذاری شده وسا ختارها ست، ساختا ها متن ها و نشانه ها را تولید می کنند ومتن ها نیز در باز تولید ساختارهای اجتماعی نقش دارند. این رویکرد قائل به رابطه دیالکتیکی بین متون نشانه گذاری شده وسا ختارها ست، ساختا ها متن ها و نشانه ها را تولید می کنند ومتن ها نیز در باز تولید ساختارهای اجتماعی نقش دارند.

تعریفی که فیسک از رمز ارائه می دهد آن را نظامی از نشانه های قانون مند می داند که همه آحاد یک فرهنگ به قوانین و عرف های آن پایبند ند.این نظام مفاهیمی را در فرهنگ به وجود می آورد که باعث حفظ آن می شود، رمز حلقه واسط بین پد ید آورنده، متن ومخاطب است. از طریق رمز است که پیوند درونی متن حفظ می شود و از راه همین پیوند درونی است که متون مختلف در شبکه ایی از معانی به وجود آورنده دنیای فرهنگی با یکدیگر پیوند می یابند.

فیسک رمز ها را دارای ساختارهای سلسله مراتبی می داند که بخشی در سطح متن، بخشی بر معنای اجتماعی و بخشی نیز به بعد ایدئولوژیکی بر می گردد که به صورت زیر می باشد ۱واقعیت (رمز فنی): بیشتر رمز ها در این سطح می باشند. از جمله این رمز ها می توان به لباس ها و ظواهر چیز ها نام برد.

۲باز نمایی (رمز ایدئولوژیکی): در این سطح بیشتر رمز های اجتماعی قرار دارند که باز نمایی عناصر دیگر هستند که به کمک معنای فرهنگی و ایده های بین الاذهانی با معانی رمزگان فنی بازنمایی میشود. این فرایند دلالت گری توسط عقل سلیم صورت می گیرد. این معنای اجتماعی می تواند قومیت، طبقه و…باشد.

۳ایدئولوژی (رمز ایدئولوژیک): رمز های فنی و اجتماعی را در مقوله انسجام و مقبولیت اجتماعی قرار می دهد

امیدواریم که که از ظرفیت عکاسی و عکس در جامعه شناسی استفاده بیشتر شود، البته لازمه این کار تعامل بیشتر عکاس ها و جامعه شناسان است که جلساتی از این دست می تواند راهگشا باشد.

اولین و نشست تخصصی عکس در شهرستان دره شهر سوم اسفند ۹۶ با حضور دکتر حسن غفاری عکاس برجسته کشور- پروفسور علی اکبری ریاست دانشگاه ایلام- دکتر ایار- استاد عبدالحمید هاشمی و ۲۰ عکاس برجسته شهر ایلام برگزار شد

اشتراک این خبر در :